www.Ostad-Jafari.com
 
منوی اصلی
صفحه اصلی
زندگی نامه
خاطرات
رحلت
از نگاه دیگران
نكاتي ديگر از زندگی و آراء
شواهد و جملاتی کوتاه
فهرست آثار
درباره موسسه
لوح های فشرده
آثار ترجمه شده
گزیده افکار
تماس با ما
کتاب عربی
گزیده مقالات
جستجو
فروشگاه موسسه
گزیده سخنرانی ها
مراکز عرضه و فروش آثار
لوح های فشرده
Select Language
زندگی نامه استاد محمد تقی جعفری _ صفحه 4 چاپ ارسال به دوست
جعفری پس از اتمام تحصيلات ، وقتي در خلال سال هاي دهه 30 به ايران بازگشت ، باز به بررسي جريانات فكري روز پرداخت . بي گمان ، او با روشنفكري هاي واقعي موافق بود و اساسا همين موضوع بود كه وي را به تحقيق و تفحص واداشته بود؛ تحقيق و تفحص هايي كه شايد پررنگ ترين عنصر حياتش در طول 60 سال زندگي علمي او محسوب مي شود. از نظر استاد جعفری:
روشنفکر حقیقی کسی است که ارتباط خود را با واقعیات گسترده در جویبار زمان، تنظیم منطقی نموده و با درک صحیح درباره علت ها، معلول ها، ثابت ها و متغيرها، براي تحقق بخشيدن به حيات معقول جامعه ، رسالتي در خود احساس كند و از هيچ گونه گذشت و فداكاري در اين راه دريغ نورزد.
موضوع شايان توجه اين كه: جعفري براي «اندیشه»، اصالت محض قائل بود و به مقوله «سؤال» و «پرسش» ، اهميتي بسيار جدي مي داد. به اذعان و گواه كساني كه سال ها با او در ارتباط بوده و از نزديك شاهد كوشش ها و جستجوهايش بودند، هيچ چيز براي وی، ارزش و اهميت سؤال را نداشت . اگر بتوان براي شخصيتش از تار و پودي سخن به ميان آورد، بي گمان اين تار و پود، «جستجو» و «سؤال» خواهد بود. استاد محمد تقی جعفری
او همواره در دنياي جستجو و سؤال زندگي مي كرد و گام برمي داشت و در جستجوي سؤال ، از علمي به علمي ديگر مي شتافت و بيشتر وقت خويش را با كتاب هايي سپري مي كرد كه حاوي مطالب و افكار جديد بوده، سؤالات جديدتري برايش مي آفريدند. وي بر اين نظر بود كه :

سؤال، اشتیاق به تحصیل معرفت درباره یک مجهول است. معنای واقعی سؤال این است که سؤال کننده می گوید: من در حرکت به سوي معرفت ، با مجهول و تاريكي روبه رو شده ، مشتاق حل آن مجهول و برطرف شدن تاريكي هستم . لذا، عبور از پل ها و گردنه هاي متنوع ترديد و احتمال و ظن كه پديده سؤال را ايجاب مي كند، جرياني كاملا طبيعي است . بلكه مي توان گفت : در جريان طولاني معرفت ، هر اندازه يقين هاي حاصله از آن پل ها و گردنه ها بيش تر عبور كنند، ناب تر و مستحكم تر خواهند بود. اين جريان ، مقتضي رويارويي مستمر انسان ها با علامت سؤال (؟) است . كساني كه از اهميت سؤال اطلاعي نداشته و اصلا ندانند سؤال چيست ، بسيار اندك اند. بلكه اگر اين حقيقت را در نظر بگيريم كه گاهي سؤال بدون اين كه رسما به وسيله الفاظ يا كتابت يا اشاره و چيزهاي ديگر ابراز شود، به وسيله حركت و تكاپوي عملي صورت مي گيرد، مي پذيريم كه هيچ فرد آگاهي در اين دنيا، بدون سؤال نمي تواند زندگي خود را تفسير كند.

باري ، محمدتقی جعفري با تمام كساني كه وارد دنياي سؤال خواهانه او مي شدند، برخوردي حكيمانه داشت و هيچ كس را از خود نمي آزرد. عده اي معتقدند: وي در زندگي خود، به اصل بنيادين «مرنج و مرنجان» بيشترين التزام را نشان مي داد. اگر يكي از عوامل اين سيره ماندگار او را در همفكري و همراهي با سؤال آفرينان ، نشأت گرفته از ذات جوشان ماهيت «سؤال» بدانيم ، يكي از دلايل موضوع ، به مسأله اي ديگر برمي گشت و آن نبود مگر توجه و بررسي همه جانبه وی درباره «انسان» به معناي دقيق واژه ؛ موضوعي كه جدي ترين توجه هاي او را از ديرباز و نخستين ايام خودآگاهي اش به خود اختصاص داده بود.
محمدتقي جعفري ، در زمره متفكران و انديشمنداني بود كه چون در وادي انسان شناسي گام مي زد، مي كوشيد که انسان و انسان جديد را به درستي بشناسد. بر اين اساس ، براي انسان ها فراتر از اهميت صوري و نظري ، ارزش عملي و عيني قائل بود و با اخلاقي سازنده و سلوكي راهگشا، زيباترين جلوه هاي اخلاقي و حكَمي خود را در همين رابطه بروز مي داد. شايد در پرتو همين جلوه ها بود كه در مدت زماني نه چندان زياد، توانست تأليفاتي پر شمار و عمدتا بديع از خود به يادگار نهد، كه از مشهورترين آن ها مي توان به مجموعه 15 جلدي «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی» و «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» در 27 مجلد اشاره كرد. اين دو اثر به نوبه خود، حاوي عمده ترين تفكراتي است كه او به مدت 4 دهه متناوب ، به آن ها پرداخت و كوشيد يافته هاي خويش را در قلمروهايي چون : انسان شناسي ، جهان شناسي ، روان شناسي ، جامعه شناسي ، اخلاق ، حكمت ، فلسفه و عرفان ، ارائه كند.
پس از اتمام تحصيلات و ارتقاء به مراتب بالاي علمي ، ساده زيستي او كماكان تداوم يافت . از ايام تحصيلش در نجف این گونه نقل کرده است :

با شهریه ای که آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف می داد، گاهی اوقات مخير بودم بين اين كه غذا تهيه كنم يا كتاب بخرم ، كتاب مي خريدم .

وی كه در دامن مشكلات زيسته و دوره دانش اندوزي را با شرايط سخت اقتصادي و معيشتي به سر آورده بود، پس از آن كه به مقام استادي رسيد و در اندازه توانایی اش به تدريج بر مشكلات اقتصادي چيره شد، باز به سنت روزگار دانش اندوزي وفادار ماند و زندگي اش را تا آخرين حد ممكن ، از آلايش به هر نوع تجمل و دنيازدگي مبرا نگاه داشت .
جوانی استاد محمد تقی جعفری
نظام شخصيتش به گونه اي بود كه با كارهاي اقتصادي و غير علمي پيوندي نمي يافت و تنها به مسائل علمي مي انديشيد؛ اين كه چگونه مي توان بحران هويت را مهار كرد و به پرسش هاي به حق و منطقي افراد جامعه ـ خصوصا جوانان ـ جواب سازنده و صحيح داد. اين ديرين ترين مشغوليتي بود كه افكارش از سال ها پيش به آن ها معطوف گشته، همواره نيز متوجه آن بود.
محمدتقي جعفري در هيچ يك از موقعيت هاي زندگي ، از آرمان هاي خويش فاصله نگرفت و مرعوب جريان هاي غير پايدار و گذرا نگرديد. او با تمام جولان هاي فكري و فلسفي اش ، در پافشاري بر حفظ آرمان هايي كه آن ها را با كليدواژه هايي چون : «تعهد»، «مسئولیت» و «تکلیف» بيان مي داشت ، ثابت قدم بود و تغيير بي بنياد و ناهنجار را در آن ها روا نمي دانست . در همين راستا، اشاره به يك خاطره از خانمي يهودي ، خالي از فايده نخواهد بود:

سال ها پیش خانواده ما یک مشکل قضایی پیدا کرد، به طوری که به بن بست رسیدیم. می خواستیم سراغ کسی را بگیریم که مشکل ما را حل كند، ولي چون كليمي بوديم ، خود را تنها احساس مي كرديم . به ذهن مان خطور كرد سراغ استاد جعفري را گرفته، از ايشان كمك بطلبيم . بنابراین، به منزلش رفتيم و او با گرمي ما را پذيرفت و محبت بسيار كرد. مدت ها وقت گذاشت و پرونده ما را به طور دقيق مطالعه نمود. چون احساس كرد ممكن است حقي از ما ضايع شود، در دفاع از ما، نامه اي به قوه قضاييه نوشت و گام مؤثري براي حل مشكل ما برداشت .

صفحه 1 صفحه 2 صفحه 3 صفحه 4 صفحه 5