www.Ostad-Jafari.com
 
منوی اصلی
صفحه اصلی
زندگی نامه
خاطرات
رحلت
از نگاه دیگران
نكاتي ديگر از زندگی و آراء
شواهد و جملاتی کوتاه
فهرست آثار
درباره موسسه
لوح های فشرده
آثار ترجمه شده
گزیده افکار
تماس با ما
کتاب عربی
گزیده مقالات
جستجو
فروشگاه موسسه
گزیده سخنرانی ها
مراکز عرضه و فروش آثار
مصاحبه ها و گفتگوهای شخصیت های خارجی
گالری تصاویر
گفتگو
جعفری پژوهی
لوح های فشرده
Select Language
شواهد و جملاتی کوتاه چاپ ارسال به دوست

در اين قسمت، نمونه هايي از انديشه ها و افكار و نوع دريافت هاي استاد جعفري را از زبان خود ايشان ذكر مي كنيم . لازم به ذكر است اين مطالب از « تفسير و نقد و تحليل مثنوي » و « ترجمه و تفسير نهج البلاغه » انتخاب شده، نیز دخل و تصرفي در آن ها صورت نگرفته است و تنها به عنوان نمونه اي از نحوه بحث و بيان ايشان مورد اشاره قرار مي گيرد. هم چنين ، لزوما ارتباطي ميان آن ها وجود ندارد و تنها گوشه هايي از تفكرات عمومي ايشان از خلال آن ها ساطع است .

جملاتي از تفسير و نقد و تحلیل مثنوي

1- متفكرين تماشاگر، انديشمندان تجريدپرستند، همچنانكه درون بين هاي تماشاگر، هواخواهان عرفان منفي مي باشند.
2- شخصي كه تنها نيروي انديشه را به كار ببندد و جز انديشه ، فرصت فعاليّت به هيچ يك از قواي دروني ندهد، مانند اين است كه فقط يك عينك به چشم دارد.
3- در اثر بعضي از معاصي ، نه تنها وجدان از فعاليت مي ايستد، بلكه گويي وجدان نابود گشته و يك فعاليّت در انسان بروز كرده است .
4- بخنديم ، امّا سرمايه خنده ما، گريه ديگران نباشد.
5- جهان يا انسان بدون حركت ، مساوي است با نيستي .
6- در بازارِ پر آشوب نيمه دوّم قرن بيستم ، بيست و يكمين تمدّن ، همه چيز انسان و انسانيت را در صورت كالا به معرض فروش درآورده است .

تفسیر و بررسی مثنوی

7- دواي جهالت هاي بشري ، سؤال است . بياييد آنچه را نمي دانيم ، سؤال كنيم و تا بتوانيم ، سؤال ها را بي جواب نگذاريم .
8- وجدان تاريخ ، همواره قلمي براي كشيدن خطّ سرخ به اباطيل و مزخرفات و اسماي دروغ گويان آماده كرده است .
9- نازپروردگان در همه تاريخ ، معتكفان آشپزخانه ها بوده اند.
10- آري ، تنها يك مسئله اساسي مطرح است . اين مسئله عبارت است از: تشخيص سايه وجود از اصل وجود...
11- بهشت ، انعكاسي از موجوديّتي است كه انسان در اين زندگاني تحصيل كرده است : از محقّرترين لذايذ گرفته تا لقاء الله و رضوان الله و ايّام الله .
12- اگر انسان ها مي دانستند كه عامل اساسي ترين خنده هاي آنان ، هماهنگي مرموزي با گريه هاي آنان دارد، عظمت ديگري داشتند.
13 - جامعه صنعتي ، معبدي است كه قرباني مي خواهد.
14- به عقيده ما، بشر يك ميليون اشتباه ندارد، بلكه تنها و تنها، يك اشتباه مرتكب شده است و آن اين است كه : هدف و ايده آل زندگي خود را نمي داند.
15- كسي كه حيات را نمي شناسد، نمي تواند از حيات واقعي برخوردار شود.
16- جان آدمي ، در زنداني است كه كليدش در دست خود اوست .
17- زندگي بي محور و فاقد اصل ، نتيجه اي جز فرو رفتن در تناقضات و مبارزه با خود در بر ندارد.
18- اگر يك انسان نتواند اصل تعهد را در زندگاني خويش قبول كند، مانند اين است كه نمي داند از كجا آمده است .
19- اعتقاد به خداوندي كه نقشي در زندگي معتقد ندارد، اعتقاد نيست ، بلكه نوعي از پديده هاي دروني است كه تشريفات رواني ناميده مي شود.
20- بي اعتنايي به وضع انسان ها، درست شبيه به بريدن جزء از مجموع پيكر است .

برداشت هايي از تفسير نهج البلاغه

جلوه والاي نهج البلاغه

سخنان نهج البلاغه جلوه والایی از ابعاد گوناگون یک انسان پوینده در مسیر کمال برین است. طبیعی است که این سخنان ، توهّمات بي پايه و جزئيّات زودگذر و ذوق پردازي هاي شاعرانه و افسانه گويي هاي تخديركننده نيست . محتويات اين سخنان ، به همان اندازه واقعيّت دارد كه انسان در طبيعت وابسته به آفريننده طبيعت ، مي تواند راه هدف اعلاي زندگي خويش را در پيش گيرد.

نهج البلاغه
جامعه اي كه علي را جدّي نگيرد ...

آری، بدون مبالغه و تأثرات از احساسات لذت بار ولی بی اساس و زودگذر، با کمال صراحت و جدیت می گوییم: طرز تفكّرات و رفتار اميرالمؤمنين(ع) در ارتباطات چهارگانه : 1- ارتباط انسان با خويشتن 2- ارتباط انسان با خدا 3- ارتباط انسان با جهان هستي 4- ارتباط انسان با همنوع خود، از بهترين دلايل اثبات هدفدار بودن هستي و انسان است ؛ هدفي كه بالاتر از لذايذ و امتيازات زندگي مادي آدمي است .

جامعه اي كه شخصيتي مانند اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع) را كه همه گفتارها و كردارها و انديشه هايش حقّ بوده، جدّي نگيرد و موجوديّت خود را به وسيله تعليم و تربيت او تكامل نبخشد، بديهي است با چه نتايجي مواجه خواهد گشت . اگر بشريّت با اين قيافه ملكوتي از نزديك آشنا بود و از تعليم و تربيت او برخوردار مي شد، امروزه كمال او به كجا رسيده بود؟


زندگي بدون نظم ...

زندگی بدون نظم، مساوی زندگی بی قانون و اصل است که مساوی بی هویتی زندگی است. روشن ترین و محكم ترين دليل بر ضرورت نظم در زندگي ، قانون مندي همه اجزاء كوچك و بزرگ جهان هستي است كه زندگي آدمي هم يكي از آن هاست . كسي كه انتظار دارد مي توان زندگي را بدون نظم سپري كرد، در حقيقت منكر قانون حاكم بر هستي بوده، هيچ چيز را شرط هيچ چيز نمي داند! اين، همان كوري است كه با وجود آن ، امكان ديدن و دانستن هيچ چيزي وجود ندارد. به جرأت مي توان گفت : نيرومندترين عامل تخريب زندگي ـ چه فردي و چه اجتماعي ـ همين بي اعتنايي به نظم است كه معلول جهل يا بي اعتنايي به قانون مندي حيات است كه جزئي بسيار بااهميت از كيهان منظم و قانون مند است .


صفحه 1 صفحه 2 صفحه 3