|
نكاتي ديگر از زندگی و آراء |
|
|
| الف ـ يكي از ويژگي هاي استاد جعفري ، نظمي بود كه با زندگي اش پيوسته بود. ميزان بالاي عنايت آن فقيد رحيل به مقوله نظم ، آدمي را ترغيب مي كند كه بگويد: نظم با گوشت و خون او عجين شده، در بند بند حركاتش نهادينه بود. توجه به عامل تعهد و لزوم عمل و وفاي به عهد، مجموعه زندگي اين عامل نظم آشنا را در چنان انسجام اعتدال آميزي فرو برد كه در طول سالياني دراز، كم تر زمانی اتفاق افتاد كه امري احياناً خارج از چارچوب عادي و شناخته شده اش اجرا گردد. وي درباره اجراي نظم و لزوم التزام به عناصر نظم آفرين ، اهتمامي وسواس گونه داشت و اساساً آن را يكي از عوامل بسيار جدّي يك حيات منطقي مي دانست . وی از آن جا كه بي نظمي را يكي از عوامل ضرربار عقب ماندگي مشرق زمين و كشورهاي اسلامي مي دانست ، بنابراین اهميتي بي بديل نسبت به آن قائل بود و تا آن جا كه در توان داشت ، آن را جدي گرفت ، گفت و عمل كرد. اين كلام اوست كه دردمندانه مي گويد: هنگامی که وضع و موقعیت اینگونه جوامع را تحقیق و مورد تحلیل و تفسیر قرار می دهیم، به عواملی بیرون از اختیار مردم این جوامع مي رسيم ، مانند حساسيّت موقعيّت جغرافيايي ـ سياسي ، زورگويي و دخالت قدرت پرستان روزگار. ولي با اين حال نبايد غفلت كنيم كه بي ايماني به نظم يا مسامحه در اجراي نظم ، خود يكي از نيرومندترين عوامل تضعيف شخصيت و هويّت مردم جامعه است كه از اساسي ترين عوامل زمينه ساز مطامع قدرت پرستان جهان خوار مي باشد. جاي بسي تأسف است كه بعضي از اين جوامع با داشتن يك ايدئولوژي فراگير و عقلاني ، به جهت بي توجهي به مسأله نظم ، بر هيچ مبناي صحيحي زندگي نمي كنند! | | ب ـ از چهره هاي برجسته علمي كه ارتباط همه جانبه و نسبتاً نزديكي با محمدتقی جعفري داشت ، مي توان به پروفسور محمود حسابي شاگرد آلبرت اينشتين و پدر فيزيك نوین ايران اشاره كرد. اين دو دانشمند، مدت 25 سال تعامل فكري و علمي با همديگر داشتند و روزهاي پنج شنبه يا جمعه هر هفته ، به اتفاق ديگر اساتید، جلسات پر ثمري برگزار مي كردند. از خود استاد جعفری نقل شده است : |  | | من از دوازده سالگی به فلسفه ]و هستي شناسي[ علاقه مند بودم و در نجف نيز با فرهنگ و معارف غربي آشنا شدم . پس از آن كه به تهران آمدم ، دوستان گفتند: در منزل يكي از دانشمندان به نام آقاي دكتر حسابي ، جلسه علمي برقرار است و در آن جلسه ، هم روحانيان مي آيند و هم دانشگاهيان . من هم به آن جلسه رفتم . شب هاي پنج شنبه جلسات ما سيّار، ولي جمعه ها ثابت بود. آن نوع مسائل فيزيكي برايم جالب بود كه همسايه مسائل فلسفي است. ج ـ همان گونه كه بيان شد، دو اثر بزرگ «تفسير و نقد و تحليل مثنوي» و «ترجمه و تفسير نهج البلاغه»، مهم ترين آثار استاد محمدتقي جعفري به شمار مي روند. وی از دوران تحصيل در نجف به بررسي و مطالعه مثنوي پرداخت و چند سال پس از اقامت در تهران (دهه 40) تدريس آن را نيز در 1344 خورشیدی آغاز نمود. تأليف و تدوين شرح مثنوي ، حدود پنج سال (از سال 1348 تا 1353 خورشيدي ) به طول انجاميد كه حاصل اين تلاش ها، مجموعه اي به يادماندني در 15 مجلد با نام «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی» است . جعفري از ديرباز به افكار و انديشه هاي جلال الدين مولوي توجه جدی و عمیق داشت . از نظر ايشان ، مولوي يكي از انسان شناسان بزرگ جهان اسلام است كه به دليل قرار گرفتن در جاذبيّت شمس تبريزي و پيمودن مراحل و منازل عرفان مثبت ، با تمام دانشمندان و سخنگويان تفاوت هاي اساسي دارد. وجود نظام (سيستم ) باز فكري در انديشه مثنوي ، گرايش شديد او را به اين كتاب در پي داشت و معتقد بود: جلال الدين مولوی مطالب شگفت آوري ابراز مي دارد كه تا پيش از او در ميان متفكران بشري كم سابقه است . | | اما تفسير مثنوي ماجراي ديگري نيز داشت . امتياز اين مجموعه شامخ ، در دهه 60 خورشیدی توسط استاد جعفری به ناشر فروخته شد! به راستي چرا؟ ایشان به علت تغيير محل زندگي ، تصميم گرفت منزل قديمي خود را واقع در خيابان خراسان بفروشد و براي توسعه بيشتر كارهاي علمي و پذيرايي از مراجعان داخلي و خارجي ، خانه وسيع تري تدارك ببيند. لازمه اين امر، تهيه و پرداخت مابه التفاوت آن بود و به علت اين كه ايشان تفاوت مبلغ مزبور را نداشت ، و از قرض كردن و يا پذيرفتن هرگونه كمك مادي ابا داشت ، بنابراین، تنها راه ، انصراف از تدارك و ساخت منزل جديد بود و يا ... |  | | تفسير مثنوي و فروش امتياز آن ، تنها راهي بود كه مي توانست اين مشكل را حل كند ... و چنين شد كه جعفری به اين كار تن داد تا مثل هميشه استقلال مالي خويش را حفظ كند. د ـ در سال 1359، جواني از او سؤال كرد: شما چرا به فعاليت هاي اجرايي (سياسي ) نمي پردازيد؟ وي در پاسخ این گونه اظهار داشت : فعاليت هاي اجتماعي بر دو نوع است : يك نوع آن ، كارهاي اجرايي است و نوع ديگر كارهاي علمي و فرهنگي ؛ من از عهده كارهاي اجرايي بر نمي آيم . از من كارهاي فرهنگي برمي آيد كه سال هاست به آن ها مشغولم . از اين موضوع كه بگذريم ، خود او نيز از ورود به عرصه هاي سياسي پرهيز نموده، به فعاليت هاي علمي و بعضي از كارهاي محوري اجتماعي اهتمام جدّي داشت . در همين راستا، يكي از فعاليت هاي ايشان در 20 سال آخر عمر، سخنراني هاي راديويي و تلويزيوني بود كه در محل كتابخانه شخصي و يا در دانشگاه ها و مراكز علمي ايراد مي كرد. وي متن سخنراني ها و جلسات خود را همان درس هايي قرار داده بود كه قبل از اين نيز درباره علوم انساني و معارف اسلامي داشت . او از بابت سخنراني هاي راديويي و تلويزيوني و ديگر سخنراني هاي دانشگاهي كه بنا به درخواست و تقاضاي مخاطباني مشتاق و جويندگاني فراوان از اقصي نقاط ايران صورت مي گرفت ، از هيچ منبعي وجهي دريافت نمي کرد. تمام دارايي او در زمان وفاتش ، يك باب منزل مسكوني بود كه بخش عمده آن به كتابخانه ، جلسات درس ، ديدارهاي داخلي و خارجي ، مراجعات مردم عادي و... اختصاص يافته بود. |
|