www.Ostad-Jafari.com
 
منوی اصلی
صفحه اصلی
زندگی نامه
خاطرات
رحلت
از نگاه دیگران
نكاتي ديگر از زندگی و آراء
شواهد و جملاتی کوتاه
فهرست آثار
درباره موسسه
لوح های فشرده
آثار ترجمه شده
گزیده افکار
تماس با ما
کتاب عربی
گزیده مقالات
جستجو
فروشگاه موسسه
گزیده سخنرانی ها
مراکز عرضه و فروش آثار
مصاحبه ها و گفتگوهای شخصیت های خارجی
گالری تصاویر
گفتگو
جعفری پژوهی
لوح های فشرده
حاضرین در سایت
5 میهمان حاضرند
Select Language
سخن روز

سخن روز

طبيعت، تجسّم يافته قانون است.

عرضه آثار الكترونيكي مؤسسه علامه جعفري
مجموعه آثار 6 - چهار شاعر (خيام، نظامي، سعدي، حافظ)

بسيارى از متفكران مسلمان، در كنار توجه به مسائل فلسفى و منطقى، به شعر هم توجه داشته‌اند؛ هر چند برخى از آنان گاه از سر تفنن، اشعارى را هم سروده‌اند، ولى گاهى در لابلاى بحث‌هاى فلسفىِ خود، از اشعار گوناگونى در جهت تفهيم مطالب خود سود جسته‌اند. استاد محمدتقى جعفرى نيز از اين امر مستثنا نيست، البته با تفاوت اساسى. يكى اين كه ايشان آثارى مستقل در باب انديشه‌هاى چند تن از شاعران به نگارش درآورده، به ويژه پژوهش‌هاى گسترده‌اى درباره مولوى انجام داده است. ديگر اين كه وى در آثار خود، به اشعار شاعران بسيارى استناد كرده است كه حجم آن قابل مقايسه با هيچ يك از متفكران جهان اسلام نيست. از اين‌رو، مواجهه‌هاى فلسفى و دينى ايشان با اشعار بسيارى از شاعران، نياز به بررسى و تأليف اثرى جداگانه دارد. در پرتو اين بررسى، از يك سو اهميت و عمق بسيارى از اشعار آشكار مى‌شود، و از سويى ديگر، خواننده با رويكردِ تفسيرىِ ايشان در تحليل انديشه‌ها و آثار شاعران آشنا مى‌شود.

استاد محمدتقى جعفرى در طول حيات پربار خود، علاوه بر تفسير و نقد و تحليل مثنوى، به طور مستقل نيز در باب چهار شاعر بزرگ ايرانى (خيام، نظامى، سعدى و حافظ)، مطالبى را به نگارش درآورده است.


انتشار كتاب خلوت انس

استاد محمدتقى جعفرى از جمله متفكران اسلامى است كه توجهى خاص و نگاهى عميق به ادبيات و شعر دارد. در آثار ايشان، استنادهاى بسيارى به شعرهاى شاعرانِ گوناگون شده است كه شايد بتوان گفت مجموعة آنها با استنادهاى هيچ يك از متفكران مسلمان قابل مقايسه نيست. او على‌رغم مشغله‌هاى فكرى و فلسفىِ مختلف، براى بيان مطالب و مقاصد خود، گاه به اشعارى از شاعران گمنام اشاره مى‌كند كه تعجب‌برانگيز است.

در سال‌هاى پيش از كوچِ ابدپروازِ محمدتقى جعفرى، ايشان در حال نگارش اثرى مهم در باب حافظ بودند، ولى بنا به دلايلى آن را در نيمه راه رها ساختند. مطالعة نوشته‌هاى موجود نشان‌دهندة آن است كه وى به هنگام تحقيق دربارة حافظ، در ابتدا اشعار مختلف را در موضوعاتى چون: خدا، هستى، انسان، عبادت، عشق، دل و مى، از ديوان حافظ استخراج و در دفاتر مجزا ثبت كرده، و سپس در صدد تفسير و تحليل همة ابيات با موضوعات خاص بوده است.

اگرچه اثر حاضر ناتمام است و در آن برخى ابعاد انديشة حافظ بيان شده، اما همين مطالب موجود، روشنگر بسيارى از زواياى فكرىِ حافظ است؛ به ويژه آن كه نويسنده تلاش كرده است تا از زواياى حِكَمى و نگاه فلسفى، اشعار حافظ را تفسير و تحليل كند.

با وجود همة آثارى كه در سال‌هاى اخير دربارة حافظ نگاشته شده، اين اثر نيز ارزشِ خاصِ خود را دارد، و اميد است مانند ساير آثار انديشمندان، مورد توجه و استفاده اهل نظر قرار گيرد.


انتشار كتاب حكمت، اخلاق و عرفان در شعر نظامي گنجوي

اين اثر كه براى نخستين‌بار در سال 1370 خورشيدى منتشر شده است، مجموعه تحليل‌ها و تفسيرهاى نويسنده پيرامون مناجات‌هاى نظامى گنجوى است. نظامى در آغازِ برخى منظومه‌هاى خود، به مناجات با حق تعالى پرداخته است.

مى‌توان گفت: تنها در يك مورد است كه هيچ فردى، حتى فيلسوف و شاعر و هنرمند، براى بيان مقاصد خود، دشوارى ندارد، و آن هم نيايش است. در نيايش، آدمى با خدايى روبروست كه به خوبى مى‌تواند مقاصد و نيت‌هاى خود را به خوبى بيان كند، و در عين حال، اين اطمينان را دارد كه مخاطب، مقاصد و نيت‌هاى او را درمى‌يابد. در نيايش، فرد هر چيزى را در دل بيان مى‌كند، و ميان خود و خداى خويش، هيچ حجابى نمى‌بيند.

در نيايش‌هاى نظامى، انديشه و شخصيت نظامى آشكار مى‌شود. نحوة سخن گفتن او با خداوند، و مضمون‌هايى كه در توصيف حضرت حق به كار مى‌بَرَد، از جمله حكمت‌هاى عميقِ اين شاعرِ بزرگ است.

در كتاب حاضر، محمدتقى جعفرى بر آن نبوده تا همة مطالب و مضامينِ عميقِ نظامى را از لابلاى اشعار او استخراج و تحليل كند، چرا كه بايد اثرى چند برابر اين كتاب مى‌نگاشت. او براى آن كه گوشه‌اى از انديشه‌هاى عميق و الهىِ نظامى را نشان دهد، به تحليل بعضى از نيايش‌ها بسنده كرده، و در لابلاى فصل‌هاى گوناگونِ اثرِ حاضر، مضامين و مفاهيم بسيار والايى از آن حكيم فرزانه بيان كرده است. رسالت شعر و شاعرى، اصولِ كلىِ حاكم بر مناجات‌ها، حكمت، عرفان و اخلاق، از جمله مباحثى است كه نويسنده به تحليل آنها پرداخته، و چنين مى‌توان دريافت كه نظامى تنها يك شاعر نيست، بلكه جزو حكماى بزرگ به شمار مى‌رود.

اين اثر، با وجود حجم اندك آن، نكات مهمى را در شناختِ تفكرِ نظامى بيان مى‌كند كه براى دانش‌پژوهان ارزش بسيارى دارد.


كتاب حقوق جهاني بشر به زبان انگليسي

بررسى پيرامون منشور جهانى حقوق بشر از دهه‌هاى گذشته مورد توجه متفكران و محققان بسيارى قرار گرفته است. در اين ميان، استاد جعفرى نيز از سال 1340 شمسى به بررسى و تحقيق پيرامون اين اعلاميه و اعلامية جهانى حقوق بشر در اسلام پرداخت كه اعضاى كنفرانس اسلامى، آن را در سال 1989 ميلادى تدوين كردند. ايشان پس از مطالعة اعلامية حقوق بشر در اسلام، حدود 25 مورد تذكرات و اصلاحات لازم را دادند كه بيشتر آنها پذيرفته و در اين اعلاميه اعمال شد.
در اين اثر، بررسى‌ها و تحقيقات نويسنده در خصوص اين دو اعلاميه و مقايسه ميان آنها، طى چند سال صورت گرفته است. از ديدگاه نويسنده: مبناى حقوق بشر بايد كرامتِ ذاتىِ انسان باشد و برخى فلسفه‌ها و طرفداران اصالت قدرت، هيچ يك، اين مبنا را مطرح نكرده‌اند. محمدتقي جعفري بر اين باور است كه حقوق جهانى بشر نيز براى آن كه به يك فرهنگ جهانى تبديل شود، بايد شرافت و كرامتِ ذاتىِ انسان را اثبات كند تا مجالى براى ظهور تفكراتى نظير اصالت نفع و اصالت قدرت پيدا نشود. مبناى حقوق بشر از ديدگاه غرب، همزيستى مسالمت‌آميز همراه با صلح و آزادى و عدالت در جوامع بشرى است. اين مبنا بسيار مهم است، ولى نمى‌تواند زيربنايى به وجود بياورد تا همة افراد بشرى خود را اعضاى خانواده‌اى واحد بدانند. براى چنين هدفى بايد مبناى عالى‌ترى كه از ديدگاه اسلام، خداست، مطرح شود. حقوق بشرى كه در اسلام مطرح شده، مبناى دينى دارد و خود اين مبنا موجب شده تا اين نظام حقوقى از ويژ‌گى‌هايى چند برخوردار شود.





حيات معقول به زبان روسي

يكى از تفكرات بسيار عميق و شناخته¬شده محمدتقى جعفرى، انديشه‌اى است كه آن را با عنوان «حيات معقول» ابراز داشته است. حيات معقول در نظامِ فكرىِ ايشان، يك انديشه مدام و جارى است كه با تبيين‌هاى علمى و چندباره وى، از فرضيه عبور به جايگاه يك تئورى رسيده است. طى اين تئورى، او مى‌كوشد در مقام يك پويش‌گر، ميان مرزهاى انسان و جهان قرار گرفته و الگويى جديد براى يك نوع جهان‌نگرىِ ريشه‌دار طراحى كند. به نظر مى‌رسد، جدى‌ترين و واضح‌ترين مسئله‌اى كه در كُنه حيات ملحوظ است، ارتباط با هستى از يك سو و ارتباط با انسان از سوى ديگر است. در اصل، حيات معقول مى‌كوشد حيات را به عنوان شاخص هستى، در كنار عقل و فكر به عنوان شاخص انسان قرار دهد. بنابراين، به سهولت مى‌توان از حيات معقول به عنوان انديشه و جريانى ياد كرد كه در صدد ايجادِ پيوندِ دوباره ميان هستى و انسان از منظر حيات‌يابى، عقل‌محورى و عقلانيت باشد.





نيايش امام حسين (ع) در صحراي عرفات ـ تركي استانبولي

دعا و نيايش را بايد از مقولات جهانى و به تعبير علامه جعفرى: «از مسائل فرهنگِ مشتركِ بشرى» به شمار آورد، چرا كه تقريباً ملّتى را نمىتوان يافت كه نيايش و گونههاى مختلف دعا، جايگاهى در نزد آنها و فرهنگِ گذشتة آنان نداشته باشد. به اين اعتبار، آنچه كه دعا خوانده مىشود و نيايش را شكل مىدهد، از زبانهاى عمومىِ انسانها براى فهمِ هستى و حضور در هستى به شمار مىرود. واقعيت اين است كه انسانها، بسيارى از مسائل مهم و غير محسوسِ خود را با دعا گِره زدهاند و نيايش جايگاهى خطير در زندگى آنها ايفا مىنمايد. از اين منظر، دعا امرى دينى و مذهبى نيست و جنبة دروندينى پيدا نمىكند، بلكه واقعيتى است عام و بشرى كه در عبور انسان از مرحلهاى به مرحله هاى ديگر، نقشى حساس ايفا مىكند.
امام حسين(ع) در اين تلقى، از سخنگويانِ وجدانِ عامِّ بشرى است و سخن او مىتواند جنبهاى بشرى داشته باشد كه در اين جا با زبان نيايش صادر و عرضه شده است و استاد محمدتقى جعفرى اين مفاهيم و قضايا را به زيبايى و سادهترين بيان و تفسير براى ما آشكار مىكند، تا هم دعا و نيايش را آنگونه كه هست، بشناسيم و هم راه ارتباط با خدا و سخن گفتن با او را تجربه كنيم.
دربارة سبك و روش اين كتاب بايد يادآورى كنيم كه نگاه آن تنها دروندينى و متكى به تلقىهاى مذهبى نيست، بلكه نويسنده كوشيده است با تفسيرى انسانى به مفهوم دعا و نيايش بپردازد. درست است كه متنِ موردِ تفسيرِ استاد جعفرى يكى از دعاهاى كلاسيكِ شيعى است و متن آن در موقعيتى خاص از امام سوم شيعيان صادر شده، اما قابل توجه اين است كه ايشان، آن را به سبك متعارف و به شيوة مفسّران شيعى ارزيابى نكرده، بلكه با نگاهى كاملاً انسانى و بر پاية مشهودات، آن را براى بررسى برمىنهد.





زندگی نامه استاد محمد تقی جعفری
محمدتقي جعفري به سال 1302 خورشيدي در يكي از خانواده‌هاي متديّن شهر تبريز چشم به جهان گشود و كودكي‌ِ خويش را در پناه پدري راستگو و مادري سيّده و پاكدامن آغاز كرد.
در آغازين سال‌هاي حيات‌، كودكي كه محمدتقی نام داشت‌، با ورود به مدارس جديد و تعليماتي كه در تبريز آن زمان‌، تازه داير شده بود، راه خود را براي صعود به قله‌هاي تفكر گشود.
محمدتقي چون خواندن و نوشتن را پيش از آغاز دبستان‌، از مادر فرزانۀ خويش فرا گرفته بود، به صلاحديد مدير مدرسه (جواد اقتصادخواه) درس و تحصيل را از كلاس چهارم ابتدايي آغاز كرد.
اين آغاز نشان مي‌داد كودكي در مسير علم قرار گرفته است كه منازل دانش را با شگفتي طي مي‌كند، و همين‌، حاكي از استعدادي بود كه سال‌ها بعد توسط آيت‌الله ميرزا فتاح شهيدي كشف شد.
وي در تهران و قم از محضر فقها و حكمايي چون‌: ميرزا مهدي آشتياني‌، شيخ محمدرضا تنكابني و عارف داناسرشت ميرزا محمدتقي زرگر تبريزي بهره‌هايي شايان گرفت‌.
به دنبال آن‌، به سبب بيماري و رحلت مادر، به تبريز برگشت و در درس آيت‌الله شهيدي حضور يافت‌. اندكي بعد با اصرار شديد و اكيد آن جناب مواجه شد كه مصرّانه از او مي‌خواست راه نجف را در پيش گرفته، هر چه زودتر به كانون علمي‌ِ حوزۀ علميۀ نجف بپيوندد.
مي‌توان گفت‌: شهيدي‌ِ فقيد، با خدمت خويش در روانه كردن محمدتقی جعفري به نجف در سال 1322 خورشيدي مطابق با سال 1363 قمري و مهيا كردن شرايط‌ِ مقدماتي‌ِ آن‌، در سرنوشت علمي و تكامل فكري‌ِ وي‌، نقشي اساسي ايفا كرده است‌.
Image
حضور 11 سالۀ محمدتقي جعفري در دانشگاه ديني‌ِ بزرگ نجف اشرف كه آكنده از اساتيدي بسيار ممتاز و صاحب‌نظر هم‌چون‌: سيد ابوالقاسم خويي‌، سيد محسن حكيم‌، شيخ كاظم شيرازي‌، سيد عبدالهادي شيرازي‌، سيد جمال‌الدين گلپايگاني‌، شيخ مرتضي طالقاني و ... بود، تأثير قاطعانه‌اي در شكل‌گيري‌ِ شخصيت علمي و عملي‌ِ او ‌داشت‌، به‌گونه‌اي‌كه در سن 23 سالگي (سال 1366 ق‌) موفق به اخذ درجۀ اجتهاد از شيخ كاظم شيرازي شد.
محمدتقی جعفری پس از اتمام تحصيلات‌، در خلال سال‌هاي دهۀ 30 به ايران بازگشت...
ادامه مطلب ...