اطلاعیه

تکرار ماجرایی تلخ از خودسوزی و جامعه سوزی؛ روایتی از سال 1348 شمسی تا امروز

تکرار ماجرایی تلخ از خودسوزی و جامعه­ سوزی؛ روایتی از سال 1348 شمسی تا امروز

اخیراً در برخی محافل سخنرانی و فضای مجازی، مطلبی کذب و دروغ را به استاد محمدتقی جعفری نسبت داده‌اند که ایشان از تحقیق و تفحص و نگارش مثنوی مولوی پشیمان بوده‌اند. متأسفانه عده‌ای که از هوش و فراست کافی برخوردار نیستند، به طور آگاهانه و ناآگاه، از آغاز نگارش تفسیر مثنوی توسط علامه جعفری در سال 1348، همواره در راه تخریب افکار و شخصیت ایشان و دیگر متفکران و صاحب‌نظرانی که در این وادی گام گذاشته­ اند، تلاش می‌کنند. این افراد برای توجیه دروغ خود، فیلمی را هم از ایشان منتشر کرده ­اند که پاسخ آن به اختصار چنین است: اولاً، فیلمی که در فضای مجازی پخش شده، قطعه‌ای بریده از جلسه سخنرانی ایشان در یکی از روزهای ماه محرم سال 1376 است که اتفاقاً استاد در این جلسه اشاره کردند که بسیاری از افراد سؤال می‌کنند: آیا ما هم می‌توانیم  مثنوی جلال الدین محمد مولوی را مطالعه کنیم؟ استاد در پاسخ این سؤال گفته­ اند: افراد در مقابل این کتاب، سه گروه هستند:

گروه اول، کسانی هستند که معلومات آنان شکل گرفته و واقعاً اطلاعات قوی دارند و شخصیت‌شان اشباع شده است. برای آنها لازم است که مثنوی را ببینند، زیرا اشتباهات و مطالب حقیقی آن را می‌فهمند و برایشان مفید خواهد بود.

گروه دوم، کسانی هستند در حد متوسط که اطلاعات آنان خیلی قوی نیست، اما علاقه دارند که حتماً مطالعه کنند. اینها نباید بدون راهنما وارد شوند، زیرا نوسانات مثنوی خیلی تند است.

گروه سوم، کسانی هستند که از اطلاعات علمی بسیار محدود برخوردار بوده و فقط زیبایی داستان‌های مثنوی برایشان جالب است. این‌گونه افراد هرگز نباید مثنوی را مطالعه کنند، زیرا جواب مشکلاتی را که بعداً برایشان پیش خواهد آمد، باید خودشان مهیّا کنند.

همان‌گونه که ملاحظه میشود، هیچ ندامت و پشیمانی در این سخنرانی دیده نمیشود و ایشان هرگز از نگارش این مجموعه احساس پشیمانی نداشته و بلکه تلاش این سه گروه  را مقدمه‌ای بر فهم مثنوی دانسته‌اند. افرادی سودجو و ناآگاه فقط به برداشت گروه سوم اشاره کرده و از قول ایشان گفته­ اند که مثنوی نباید خوانده شود!!!!! قابل ذکر است که در بیشتر آثار علامه جعفری، خصوصاً جلد 21 ترجمه و تفسیر نهج­ البلاغه، که مجلدات پایانی آن در اواخر عمر شریفشان نگاشته شده است، حاوی بسیاری از ابیات جلال­ الدین محمد مولوی، با استناد به مثنوی و دیوان شمس تبریزی است.  در مجموعه نفیس و گران‌قدر تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی می‌توان به رعایت جانب احتیاط  در روش تطبیقی استاد جعفری اشاره کرد. ایشان در تطبیق مضامین مثنوی، به طور فراوان از کلمات «احتمالاً»، «شاید» و «ممکن است»، استفاده کرده و هرگز به مطلق‌گویی در آراء و اندیشه‌های مولوی نپرداخته‌اند. با همه اوصافی که در این مجموعه پانزده جلدی مستتر است، گاهی نقدهایی هم از طرف برخی محققان صورت گرفته است. با کمال صراحت می­توان گفت: نقد و بررسی افکار و اندیشه­ ها امری کاملاً ستودنی و پسندیده است، اما دروغ بستن و نشر اکاذیب به نام اندیشمندان در محافل سخنرانی و فضای مجازی، دور از جنبه و ساحت علم‌گرایی و دین­ گرایی است. نظر خود استاد محمدتقی جعفری درباره این مجموعه چنین است:

«کوشش من این بوده است که بتوانم مطالبی را در ارائه راهی مخصوص برای بررسی محتویات مثنوی ارائه بدهم و آن‌چنان که عرض کرده‌ام، بررسی مثنوی با نظر به اصول اساسی جهان‌بینی و انسان‌شناسی و انسان‌سازی  است که در فرهنگ‌های متنوع بشری عرضه شده است. این مطالب به عنوان مقدمه‌ای است محدود و قابل تحقیق بر این‌گونه تفاسیر. لذا، اگر کسی خیال کند که هرگونه تحقیق و بررسی که در این مجلّدات صورت گرفته است، قابل قبول و هیچ‌گونه جای تردیدی ندارد، همان اندازه از واقعیت دور است که کسی این مجلّدات را فقط برای انتقاد از اول تا آخر در پیش روی خود باز کند و با اصول پیش‌ساخته یا بیان عقاید شخصی، مورد انتقاد قرار بدهد. وقتی که مولوی می‌گوید: «هر که گوید جمله حق است، احمقیست//هر که گوید جمله باطل، او شقیست»، تکلیف ما نیز روشن است که در ارزیابی کار انسان‌ها، هرگونه افراط و تفریط، ظلمِ نابخشودنی است. امیدوارم خداوند متعال همه ما را از افراط و تفریط‌گرایی محفوظ بدارد و ما را موفق به عدل و داد و انصاف نماید».

گاهی اشخاصی بودند که حتی به اعتراف خودشان، صفحاتی از یک مجلّد مجموعه 15 جلدی تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی را مطالعه نکرده، شروع به اظهارنظر منفی میکردند، و گاهی هم برخی از اشخاص، چه به وسیله نامه و چه به صورت شفاهی، درباره تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی تعریف و تمجید مبالغه‌آمیز به راه می‌انداختند. ایشان در پاسخ به هر دو گروه موافق و مخالف درباره تفسیر مثنوی چنین می‌گفتند:

«شما را به خدا سوگند می‌دهم، بگذارید کار کنیم. این‌قدر با خلاف واقع‌گویی‌ها سد راه جویندگان نشوید. شما به جای این مطالب خلاف واقع و میخکوب‌کننده رهروان، بروید مسئله‌ای را مورد تحقیق قرار بدهید که سودی به حال مردم علاقه‌مند به معرفت داشته باشد ... من عاشق ملّای رومی نشدم، ولی برای من هم مانند دیگران خیره‌کننده است. اما اشتباهاتش را دیدم و به‌ همین دلیل می‌فهمم که مطلق نیست، اما واقعاً مغز است! شاید هیجان مغزیِ او را من از ملّاصدرا خیلی بالاتر ببینم. از یک جهت از ابن‌سینا بالاتر است، ولی بالأخره بشر است، ملّای رومی است، اشتباه هم می‌کند. یکی از بزرگان که مولوی‌شناس هم بود، به بنده گفتند: من بعد از پیغمبران و ائمه ـ علیهم‌السلام ـ مردی به این بزرگی، مغزی به این بزرگی و روحی به این بزرگی سراغ ندارم، شما نظرتان چیست؟ در پاسخ گفتم: بنده در خود نمی‌بینم که پرونده مغزیِ بشر را ببندم. این کار من نیست. همین مقدار می‌گویم که این مرد خیلی بزرگ و غیر عادی است. اما اینکه نظیر ایشان دیده نمی‌شود، سخن صحیحی نیست. ما چه می‌دانیم چه اشخاصی با مغزهای بزرگ‌تر به زیر خاک تیره رفته‌اند! دنیا چه اندازه انسان‌هایی را فشار داد که اگر آن فشارها نبود، ممکن بود ده‌ها برابر مولوی بوده باشند. فشار روحی، اجتماعی و عوامل جبری، آنها را قالب کرده بود … در آن هنگام که تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی را شروع کردم، عده‌ای از دوستان می‌گفتند که شما چرا به‌ جای تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، تفسیر نهج‌البلاغه را شروع نکرده‌اید؟ گفتم: این نوع تحلیل و تفسیری که در رابطه با مثنوی می‌خواهیم شروع کنیم، شاید بی‌سابقه باشد و گفتم: وقتی مثنوی تمام شود، نهج‌البلاغه را شروع خواهیم کرد. در حقیقت، طرح مثنوی که دارای معارف بسیار فراوانی از اسلام است، می‌تواند برای ما راهگشا و مقدمه‌ای جهت شناخت نهج‌البلاغه باشد».

انتشارات علامه محمدتقی جعفری

13/10/1397

تعداد بازدید: ۱۰۷۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان